سریال امپراطور دریا Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 16 اردیبهشت ماه سال 1387

عید امسال داشتم Call of Duty 4 (ندای وظیفه) بازی می کردم. واقعا بازی معرکه ای بود. محیط بسیار زیبا و فوق گرافیکی با جلوه های ویژه فراوان، صدای بسیار تاثیر گذار که تمامی اصوات طبیعی و صدای اشیا را در خود دارد، فیلم نامه بسیار قوی آن، اسلحه های قدرتمند، پیشرفته و متنوع، مبارزه تیمی عالی که شخصیت ها به خوبی یکدیگر را در میدان های نبرد پشتیبانی می کنند و هوش مصنوعی پیشرفته که بازی را بسیار طبیعی و میدان واقعی و مبارزات را برای شخص تداعی می کند همه و همه از ویژگیهای منحصر به فرد این بازی هست.

 این بازی تنها بازی بود که دوست نداشتم به آخرش برسم. وقتی که بازی تموم شد یاد اولین تجربه بازیم افتادم.


 وسیله ای زیر دستگاهی هست به نام TV Game.

این دستگاه مخصوص بازی بود که توسط یک رابط به تلویزیون متصل می شد و شامل دو دسته بود. روی هر دسته یک اهرم بود که فقط به سمت بالا و پایین حرکت می کرد و با استفاده از آن به کارکتر داخل صفحه فرمان حرکت می دادی. هیچ کلید اضافه ای دیگری هم روی دسته ها وجود نداشت. روی خود دستگاه یک سویچ قابل چرخش قرار داشت که می توانست در پنج حالت مختلف قرار گیرد. در هر حالت  یکی از پنج بازی که توسط شرکت سازنده در حافظه دستگاه قرار داده شده بود اجرا می شد. دستگاه محدود به همان پنج بازی بود و امکان خواندن کارت های حافظه خارجی را نداشت.
این همان وسیله ای هست که من را 20 سال پیش به زمین میخکوب کرده بود البته آن دستگاهی که من باهاش بازی می کردم کمی با تصویر بالا متفاوت بود.
اولین بازی که من انجام دادم فوتبال بود. تصویر زیر نمای بازی فوتبال دستگاه TV Game  هست.

 دو طرف صفحه دو تا مستطیل بود که نقش  فوتبالیست ها را بازی می کردند و به سمت بالا و پایین حرکت می کردند و یک مربع کوچک هم نماینده توپ فوتبال بود و با برخورد به هر مستطیل (فوتبالیست) به سمت مخالف حرکت میکرد و چنانچه مربع کوچک از صفحه خارج می شد گل محسوب می شد. در بالای صفحه هم نتیجه بازی مشخص بود. البته الان که فکر میکنم شاید این بازی پینگ پنگ بوده و ما به اشتباه بهش می گفتیم فوتبال. به هر حال کم کم این دستگاه جای خودش را به آتاری، میکرو، سگا، کمودور و ... و PS3 و XBOX داد.
تو این بیست ساله خیلی چیزها عوض شده اند. خارج از فضای گرافیکی بازی ها چند تفاوت اصلی بین بازی های اون زمان با بازیهای حال حاضر وجود داره.
در بازیهای قدیمی ملیت وجود نداشت. چیزی که به وضوح در بازیهای جدید دیده می شود نمونه اش همین بازی Call of Duty که شما باید در نقش یک سرباز شجاع آمریکایی به همراه بقیه اعضای تیم به مبارزه با دشمن بروی. مثل همه فیلم های هالیوودی که آمریکایی های قهرمان با اون لباسهای فرم و اسلحه ها و تجهیزات پیشرفته نقش آدم های خوب را بازی می کنند تا دنیا را نجات بدهند همین قضیه در بازیهای جدید کامپیوتری به چشم می خورد.
در بازیهای قدیمی دشمن هم ملیت نداشت. یادمه می گفتیم باید غول این مرحله را بکشی تا بری مرحله بعد. ولی الان باید تروریست را بکشی تا بری مرحله بعد. تروریست هم که دیگه معلومه کیه. طبق معمول مسلمانها!!!. محیط اکثر بازیهای جدید جنگی فضای کشورهای عربی هست. مثلا در همین بازی Call of Duty به کرات از خیابانهایی رد میشوی که روی در و دیوارش به عربی نوشته شده و صدایی که در طول بازی همراهیت میکنه صدای عرب هایی هستند که باید به طرفشون شلیک کنی. داخل بعضی از خونه ها عکس آدم هایی هست با لباس عربی. به هر حال عرب ها (که دنیا آنها را به نمایندگی از مسلمانها می شناستش) باید به جرم تروریست بودن کشته بشن. البته این نکته را خاطر نشان کنم در Call of Duty داستان بازی مستقیما به عرب ها مرتبط نیست.
در بازیهای قدیمی شما بودید که به کارکتر بازی فرمان می دادید چه کاری انجام دهد ولی در بازیهای جدید سیاستمدارهای آمریکایی و اسراییلی هستند که به مغز بازیگر فرمان می دهند. شاید بچه و یا نوجوان ایرانی که بازی می کند خیلی به مکالماتی که در حین بازی رد و بدل می شود دقت نکند ولی بچه آمریکایی که زبان انگلیسی زبان مادریش هست به واسطه بازی یاد می گیرد اول اینکه ما آمریکاییها رییس دنیا هستیم و در ثانی مسلمان ها دشمن هستند.
در کل تنها هدف از بازیهای کامپیوتری در گذشته لذت و سرگرمی بود و شاید هیچ کس اصلا تصور این را نمی کرد که شاید روزی این بازی ها ابزار دست سیاستمدارها بشه.
حالا این حرفها چه ربطی به خلیج فارس داره؟ چند سالی هست که هر از چند گاهی سر و صدای ایرانیها تو اینترنت بلند میشه که بدوید امضا جمع کنید که فلانی گفته خلیج عربی. مخصوصا تو این چند ماه اخیر به واسطه خوشمزه بازی گوگل همه ایرانیها متحد شدند که یک میلیون امضا جمع کنند تا گوگل جون بر سرشون منت گذاشته و نام خلیج عربی را در قسمت Google earth به خلیج فارس تغییر بده. و دیگه از بقال و قصاب و سیاستمدار و وبلاگ نویس دارن دربارش مینویسن و از آسمون و زمین داره پیغام میاد که برید این صفحه یک امضا بزنید.
این یک آفلاین هستش که هفته پیش گرفتم. البته احتمالا نمونه های این چنینی را خود شما به صورت اس ام اس، ایمیل و یا آفلاین دریافت کرده اید.
برای برگرداندن نام خلیج فارس به نقشه ماهواره ای و آنلاین گوگل ارث نیاز به یک میلیون امضا داریم. به عنوان یک ایرانی خواهشمندم روی لینک زیر کلیک کرده یا کپی آنرا سرچ کرده و برای حذف نام خلیج عربی آنرا امضا نمایید. کار سختی نیست . فقط دو دقیقه زمان میبره . http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html . این پیام را برای تمامی دوستانتان ارسال نمایید

این هم ایمیلی هست که چند روز پیش برای بلاگ اسکای اومده.
شرم آوره..... حداقل 18 میلیون کاربر اینترنت توی کشور هست در حالیکه فقط 300 هزار تا امضا واسه کار به این مهمی جمع شده....در ضمن با هر کامپیوتر فقط یک امضا قبول هست... اگه امضا نکنید اسم خلیج فارس برای همیشه به اسم خلیج عربی ثبت میشه.... http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html

اول اینکه من نمی دونم کی گفته اگر یک میلیون امضا جمع بشه گوگل این نام را تغییر میده مگه شما برای حذف شدن ایران از لیست کشورها در سایت یاهو امضا جمع نکردید؟ چی شد نتیجه ؟!!!؟؟؟
دوما حالا مثلا گوگل خلیج عربی را تغییر بده، دیگه مشکل حله ؟؟!!!؟؟؟ مگه گوگل چیه ؟؟؟!!! مرجع جهانی هست و ما خبر نداشتیم ؟؟؟!!!
سوما به نظر شما شرم آور نیست کشوری مثل ایران با این همه قدمت و تاریخ بیاد جلوی یک شرکتی که 10 سال بیشتر طول عمرش نیست عجز و زاری کنه ؟!!!؟؟؟
چهارم اینکه گوگل اصلا عوض نکنه. به جهنم!
پنجم هر وقت یک میلیون امضاتون تکمیل شد و گوگل اسم خلیج فارس را برگرداند به تصویر زیر یک نگاه بندازید تا بعدش شروع به جمع کردن یک میلیون امضا دیگه بکنید تا شرکت Activision در نسخه 5 بازی Call of Duty که احتمالا سال بعد بیاد دیگه از نام خلیج عربی استفاده نکنه.


این تصویری از بازی Call of Duty هست که در حین بازی متوجه آن شدم. روی یکی از جعبه های داخل کشتی در مرحله اول نوشته شده بود خلیج العربی. من نمیدونم که این اتفاق عمدی بوده و یا غیرعمد ولی چیزی که مهمه این هست که این بازی در تعداد زیاد تو کل دنیا منتشر شده.
ششم اینکه عزیزم راه حل این مشکل مدل دیگه ای باید حل بشه که فعلا به خاطر سیاستی که ایران و آمریکا در قبال هم در پیش گرفته اند قابل اجرا نمی باشد (البته من به شخصه سیاست فعلی ایران را جلوی آمریکا می پسندم)
و در آخر خواهر و برادر گرامی! مشکل من و تو به خاطر این هست که دنبال اصل قضیه نیستیم. اگه میخواهی تو دنیا عزیز باشی کسی تو سرت نزنه اگه میخواهی روز ملی خلیج فارس بشه روز جهانی خلیج فارس اگه نمی خواهی به چین و روسیه باج بدی اگه دوست نداری سایتهای آمریکایی اسم ایران را از لیست کشورهاشون حذف کنند اگه نمی خواهی امارات جلوت بل بل زبونی بکنه اگه اگه اگه ... باید خودت گوگل درست کنی باید خودت یاهو بزنی باید خودت مخترع انرژی اتمی باشی باید همه چیز مال خودت باشه و اینها میسر نمیشه مگه با کسب علم و دانش. چیزی که آمریکا و اروپا دارند و کشورهای جهان سوم ندارند . چیزی که اسلام این همه بهش سفارش کرده و ما گوش نمیدیم. احتمالا روایت هایی درباره اهمیت علم از نظر پیامبر را شنیده و یا خوانده اید ..... خواهرم اگه حوصله نداری چرا چشم و ابروت را چپ و راست می کنی مگه من زورت کردم که بیایی این مطلب را بخوانی؟ اینهمه وبلاگ برو سراغ یکی دیگه. برو سراغ وبلاگ داستانک یه سری داستان چهار پنج خطی توش هست حوصلت هم سر نمیره! تازه می تونی خودت عضوش بشی و داستانک بنویسی. اصلا برو یه کم به مامانت تو کار خونه کمک کن که فردا رفتی خونه شوهرت شرمنده شوهرت نشی. نطقم را کور کردید.
ولش کن بابا اصلا به من چیه خلیج فارس. اصلا از دست بره چیزی نمیشه. همین آقا مرتضی توکلی ما 10 اردیبهشت روز ملی خلیج فارس به سلامتی عقد کرد و از دست رفت. چیزی نشده حالا، البته جوان خوبی بود بنده خدا حیف بود. کاشکی میشد یک میلیون امضا برای آقا مرتضی ما جمع می کردید که از دست نره ولی کار از کار گذشته دیگه. انشالله برای جریان خلیج فارس زودتر سیاستمدارهای ما دست به کار بشوند که مثل آقا مرتضی از دست نره. خدا به خیر کنه.

در ضمن طبق آخرین اخبار آقا مرتضی قراره همه اعضای بلاگ اسکای را به عروسیش دعوت کنه.
جزییات مراسم عروسی را خود آقا داماد وقتش بشه اعلام میکنه. امیدوارم عروسیش را مجازی برگزار نکنه. چهره مرتضی الان اینطوریه . امیدورام همیشه اینطوری بمونه

 

و مطلب آخر اینکه حالا که حرف از بازی کامپیوتری شد هر کدام از دوستان که فکر می کنند می توانند در بازی های آنلاین جلوی آقا مسعود  (خودم را گفتم) خودی نشون بدهند و خط ADSL هم دارند تو قسمت نظرات اعلام کنند تا بیان من یک کم تمرینی باهاشون بازی کنم. ترجیحا بازی اول FIFA08 باشه برای شروع 6 تا آوانس هم به حریف میدم البته اگر کسی بیشتر هم خواست مشکلی نداره.

 

پی نوشت : این هم جوابیه یک میلیون امضاتون "گوگل: نام خلیج عربی را تغییر نمی دهیم"


 

یکشنبه 8 اردیبهشت ماه سال 1387

برنامه نویس موجودیست زنده که اغلب بصورت نشسته با کمی خمیدگی روبروی خود را نگاه می کند. این موجود توانایی بسیار زیادی در گیر دادن به یک موضوع و پلک نزدن را داراست. بیشتر طول عمر خود را بدون تحرک سپری می کند و فقط انگشتانش دارای فعالیت بسیار زیاد هستند. غالبا بصورت انفرادی یافت می شود و در پاسخ به مخاطب همواره می گوید: چی؟
۹۹٪ آنها شب زیست هستند. بین یک شاخه گل رز و یک تکه پارآجر تفاوتی قائل نمی شود، دنیای وی فقط نیم متر جلوتر از چشمانش است. کلا سواد خواندن عدد ۰ و ۱ را دارد.
تصویر زیر نمونه ای است از این موجود خارق العاده :

 

این مطلب را بیشتر برای راهنمایی دختر خانم هایی گفتم که خواستگار برنامه نویس دارند تا بعد از ازدواج دچار سردرگمی نشوند. ( حالا کو خواستگار؟!؟ )

 

چهارشنبه 28 فروردین ماه سال 1387

امکان نمایش تعداد یادداشت ها در لیست آرشیو و موضوع بندی به صورت آزمایشی فراهم شد. با استفاده از این امکان شما می توانید تعداد یادداشت های مرتبط با آرشیو هر ماه و یا مرتبط با هر موضع بندی را در وبلاگتان نمایش دهید. برای مثال می توانید به آرشیو همین وبلاگ (وبلاگ مدیران) که در ستون سمت چپ قرار داده شده است توجه کنید.

برای فعال کردن این امکان در وبلاگتان به قسمت ویرایش قالب رفته و بلافاصله بعد از تگ <BlogSky:Archive Title /> ، تگ نمایش تعداد مطالب هر ماه را به صورت
(<BlogSky:Archive Count />) قرار دهید و برای نمایش تعداد یادداشتهای هر موضوع از
(<BlogSky:Category Count />) بلافاصله بعد از تگ <BlogSky:Category Title /> استفاده کنید. ( البته کاراکتر پرانتز فقط جنبه زیبایی دارد و جزو تگ نمی باشد).

 

توجه داشته باشید که این امکان به صورت آزمایشی فعال شده است و ممکن است بعد از مدتی غیرفعال شود.

سه شنبه 20 فروردین ماه سال 1387

سال‌ها چه زود می‌گذرند!
پنج سال در کنار شما بودیم و سعی‌مان در تمام این سال‌ها بر این بود تا بتوانیم میزبان شایسته‌ای برای اندیشه‌ها، خاطرات، غم‌ها و شادی‌های شما باشیم. هر چند میزبان شما بودید و ما تنها نگهبان نوشته‌های پرشور و حرارت شما. امیدواریم که در این سال‌ها توانسته باشیم همراه شایسته‌ای برای وبلاگ‌های شما باشیم و اگر کاستی در کارمان بوده، از این پس با راهنمایی‌های مشفقانه‌تان برطرفشان کنیم.
همیشه بر این پندار بوده‌ایم که آن‌چه گذشته، تلخ یا شیرین، تنها درسی برای آینده است. اکنون نیز بر این اندیشه‌ایم که از تجربیات سال‌های گذشته چراغی بیافروزیم که روشنی‌بخش سال‌های بی‌انتهای فرا رویمان باشد.
تولد بهانه‌ایست برای گردهم آمدن. می‌خواهیم از این فرصت، دستاویزی بسازیم تا دیداری تازه گردد. پس بزودی گردهمایی خواهیم داشت حقیقی یا مجازی. اگر نظر یا پیشنهادی دارید و یا در این زمینه می‌توانید یاریمان کنید، منتظر شنیدن نظراتتان هستیم.

پنجشنبه 15 فروردین ماه سال 1387
اول این‌که عید همگی‌تان مبارک. امیدوارم سالی سرشار از موفقیت پیش رو داشته باشید.بعد هم از هپلی عزیز بابت عیدی‌‌اش تشکر می‌کنم(این را نوشتم تا کسانی که برای ما عیدی نفرستاده‌اند احساس عذاب وجدان کنند).
تشکر دیگری هم دارم از همه عزیزانی که با آرزو‌ها و دعا‌های زیبایشان در لحظات تحویل سال میهمان سفره هفت‌سین بلاگ‌اسکای بودند. راستش دعاها و آرزوهایتان آن‌قدر زیبا بود که نتوانستیم یکی‌شان را انتخاب کنیم. فکر کنم که ناچار شویم برای اهدای هدیه نوروزی بین دوستانی که پای سفره هفت‌سین حاضر بودند قرعه کشی کنیم. نتیجه‌اش را هم به زودی خدمتتان اعلام خواهیم کرد. 
راستی تولد بلاگ‌اسکای نزدیک است. پیشنهادی ندارید؟