سرویس وبلاگ قدیمی «بلاگر» به تازگی لیست بلندبالایی به صفحهاش اضافه کرده از زبانهایی که پشتیبانی میکند، که در این بین زبان پارسی هم دیده میشود، و بدین ترتیب توانسته از این به بعد به کاربران فارسی زبان خود پنل فارسی بدهد. این مسئله قطعا در فضای وب یک اتفاق به شمار میرود که نباید از کنارش گذشت.
زمانی این سایت، تنها رابط کاربران ایرانی برای حضور در وب و در میان وبلاگها بود، که البته خیلی زود نیاز به سرویسهای بومی و ساده و کاملا فارسی، باعث شد سرویسهای ایرانی از راه برسند. بلاگاسکای تا جایی که من میدانم، از نخستین ایدههای جدی مطرح در این زمینه بود، که البته در عمل از نظر زمانی توانست دومین سرویسی باشد که پیادهسازی و عرضه شود.
البته واقعیت آشکاری هست، آن هم این که در مقایسه با بلاگر، سرویسهای وبلاگ فارسی، امکانات بیشتری به کاربران خود میدهند، و این بدون تردید برگ برنده آنهاست. به عنوان یک مثال ساده فقط کافی است امکان کامنتینگ را به یاد بیاوریم که هنوز هم از مصیبتهای کاربران بلاگر است که گاهی مجبورند با وصله و پینههایی مثل Haloscan و... مشکل خود را رفع کنند، در حالی که سیستم نظردهی از اولین امکاناتی است که حتی سرویسهای ضعیف فارسی هم به کاربران خود میدهند، چه رسد به سرویسهای قدیمیتر که به سادگی مثلا امکان پاسخ به نظرات و... را هم دارند.
مشکل همیشگی فیلترینگ بلاگر هم باقی است و گویا حساب و کتاب مشخصی هم ندارد و آن را کمرونقتر میکند.
اما با وجود برخی امتیازات بلاگر و دیگر سرویسها و ابزارهای وبلاگنویسی غیربومی، به نظر من کاربران ایرانی، همچنان سرویسهای ایرانی را ترجیح خواهند داد که یکی از دلایل اصلی آن، امکانات این سرویسهاست. به همین دلیل است که این شرایط جدید، کارشان را دشوارتر هم میکند. به عبارت دیگر باید سرویسهای فارسی بتوانند در این رقابت، برگ برندههای بیشتری نشان دهند و نه تنها قافیه را نبازند، بلکه به گسترش دامنه نفوذ خود و بهرهگیری از کاربران بسیار بیشتری که در راهند فکر کنند.
البته به نظر من یک شرط اساسی دیگر هم وجود دارد، این که این سرویسها، اگر میخواهند در دنیای وب بمانند و «قربانی» نشوند، باید به جای یک تفنن شخص یا گروهی، به شیوه فعالیت و کسب و کار حرفهای رو بیاورند، تا بتوانند در دنیای حرفهای وب همچنان حرفی برای گفتن داشته باشند.
یک تکمله جالب:
رفتار این سرویسهای خارجی در این وسط خیلی عجیب و غریب و حتی جالب و غیرقابل پیشبینی است. همین گوگل، دروازه خیلی خدمات بدربخورش را به روی ایران بسته، مثلا سرویس «پک» یا «کدسرچ» برای برنامهنویسان و... اما بیکباره در مورد وبلاگ و استفاده از کاربران فارسی، خیلی هم دست و دلبازی به خرج داده و کلی توضیح و تفصیلات اضافه کرده از قصه بلاگر و باقی قضایا و دست آخر هم پنل فارسی تحویل کاربران داده است.
این یعنی که هر جا دلش بخواهد سرویسش را به بهانه تحریم به روی ایران میبندد، و هر جا هم میل مبارکش باشد باز میکند. به این میگویند رفتار «شترگاوپلنگی» و غیرقابل پیشبینی.
حدود دو ماهی از الکامپ گل و بلبل (به قول مسعود) میگذرد. حالا که از هیاهو و درگیریهای مربوط به الکامپ کمی فاصله گرفتهایم بهتر میتوانیم آن را بررسی کنیم. اگر به الکامپ به عنوان یک نمایشگاه تخصصی در حوزه الکترونیک و کامپیوتر نگاه کنیم به نتایج تقریبا ناامید کنندهای میرسیم. در الکامپ خبری از معرفی تکنولوژیهای جدید نیست و حتی در آن محصولات تجاری قابل توجهی نیز مشاهده نمیشود. شاید به این دلیل که شرکت های بین المللی و صاحب تکنولوژی توجهی به این نمایشگاه ندارند و مسوولان برگزاری نمایشگاه نیز یا توان دعوت از آنها را ندارند یا لزوم حضور آنها را حس نمیکنند. در واقع عنوان بینالمللی برای این نمایشگاه بیشتر جنبه تزیینی دارد. عده زیادی از بازدیدکنندگان هم تفاوت نمایشگاه را با تفرجگاه موسمی نمیدانند. البته به دلیل برگزاری الکامپ در روزهای وسط هفته نمایشگاه امسال به نسبت سال های گذشته کمتر شاهد کالسکه بچه و اجاق گاز پیکنیک و قابلمه لوبیاپلو بود.
با این حال حضور در الکامپ برای بلاگاسکای تجربه خوبی بود و اثرات مثبتی برای این مجموعه به همراه داشت. امیدوارم که اثرات این حضور در آیندهای نزدیک قابل مشاهده باشد.
راستش زیاد قصد صحبت کردن درباره الکامپ را نداشتم. فقط میخواستم دو تا عکس یادگاری تقدیمتان کنم. بقیه عکس ها را هم که حتما در یادداشت الکامپ گل و بلبل دیدهاید.
علیرضا شیرازی(بلاگفا) و من. امیدوارم که این دوستی همیشه برقرار باشد.
رضا هاشمی(پرشین بلاگ سابق) و من!
از دوست عزیزم فرشاد ناصحی که زحمت این عکس ها را کشید صمیمانه سپاس گزارم. امیدوارم هرجا که هست در کنار خانواده و دوستان موفق باشد!